خط نوشته های درهم

۱۴ مطلب در اسفند ۱۳۹۲ ثبت شده است

مقدمات عید نوروز(1)

پنجشنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۲، ۱۱:۰۹ ق.ظ

دلبر جمله ای از نادر را به خاطرم آورد که می گفت: «با جامه ی نو، چارق نو نپوش، کمال غصه می آورد.»


عید امسال می خواهم با کمک دلبر، قدری متفاوت باشیم. مثلا می خواهم عکسی دو نفری بگیرم و توی خانه مان بزنم. سال ها می گذرد و هر سال یک عکس دونفری روی دیوار خانه ما کوبیده می شود. تا سال های زندگیمان را فراموش نکنیم. تا پیر شدنمان را مدام ببینیم و یادمان نرود که هر سال داریم به سال های آخر نزدیک تر می شویم.

آخ از اون جایی که نمی بُره

چهارشنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۲، ۰۶:۲۲ ب.ظ
این پست رو نخون.
می خواستم امروز در مورد «چشم» بنویسم. حسش نیومد. پس بذار یک کم از فلسفی بافی های ذهنیم بگم تا خالی بشم. گفتم نخون تا واقعا نخونی. میدونم تو هم اگه این مطلب رو بخونی ذهنت پریشون میشه. بازم اگه دوس داری بخونی مختاری...

داره حالم ازش به هم می خوره. دوس دارم توی روش واستم و هرچی فحش یاد دارم بهش بدم. دیگه واقعا نمی تونم تحملش کنم. تا کی دیگه باید گند بکاره و من آبروم بریزه. تا کی باید بدقولی بکنه و من خجالت بکشم. تا کی باید کارای زشتش رو تحمل کنم و به روی خودم نیارم. ای کاش یه رفیق بود تا می رفتم در خونش و حسابامون رو با هم تسویه می کردیم.

جیب مبارک، سایز تغییرمان را تعیین می کند.

سه شنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۲، ۰۵:۲۱ ب.ظ
هنوز روز اول بلاگمه و دوست دارم همین طوری مدام توش مطلب بذارم. یادش بخیر روزای اول سال تحصیلی توی مدرسه. چقدر ذوق داشتیم برای دفتر و مدادای نوی که داشتیم. چقدر صفحه های اول دفترامون تمیز و قشنگ می نوشتیم. الان چی؟ الان چقدر دفتر و مدادای زندگیمون نو میشن؟ داره عید میرسه و همه خونه تکونی می کنن. همه باز مثل بلاگ من که تازه و سرحاله، میرن لباس نو می خرن.

از سر بیکاری

سه شنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۲، ۱۲:۲۹ ب.ظ


سلام.

واقعا از سر بیکاری نیست که می نویسم. خیلی وقته که دوستان میگن توی قالب ها یا غالب های مجازی بنویسم. اگه دوستان کمک کنن ممنون میشم. خودم هم نمی دونم توی غالب ها می خواهم بنویسم و یا توی قالب ها.

مهم اینه که آدم بنویسه. حتی اگه شده از سر بیکاری گرچه من بیکار نیستم ولی کارهام هم اسم نداره مثل کار خونه که مادرم همیشه ادعا می کنه که اسم نداره ولی از صبح تا شب و از شب تا صبح درگیر و الاف همون هایی.